التماس یک جانباز …
بیمارستان جای عجیبی هست، هر زمانی که به دلیل بیمار شدن یکی از اعضای فامیل به بیمارستان می رم، حس عجیبی بهم دست می ده و به یاد یکی از خاطرات تلخ زندگی ام می افتم. تقریبا ۱۲ سال داشتم، شبی روی تخت بیمارستان خوابیده بودم که ناگهان با صدای فریادی بیدار شدم، صدای فریاد [...]
و در تهران!!
با درود و سپاس خب، سفر خوبی بود اما چند نکته دلگیری و چند نکته خنده دار برای دوستان دارم، نخست آنکه وقتی وارد تهران شدیم، به خاطر اینکه از شهرستان به تهران وارد شدیم، در برخی از خیابان ها نمی تونستیم بریم و بخاطر رفتن به اون خیابان ها پلیس ما رو جریمه کرد. [...]
