گوناگون
رمان ‘تقدیم با عشق’
رمان تقدیم با عشق کاری از آقای بیژن غفاری ساروی با ویرایش آقای فخرالدین سورتیجی است، در این رمان، نویسنده کوشش می کند با قوه تخیل خود ابعاد مختلف عشق را از دیدگاه یک عاشق بیان کند، توجه داشته باشید، این کتاب با اجازه کتبی نویسنده برای دانلود قرار داده شده است، دوستان گرامی می [...]
قانون عشق …
قانون عشق، قانون بی پایان سکوت انسان ها، به دنبال چه هستی؟ به دنبال چه می گردی؟ نام چه کسی را فریاد می زنی؟ سکوت کن، خدا نیز تنهاست، خدا نیز … در حال قدم زدن در خیابان بودیم، هوا تاریک بود، آسمان هم در عین تاریکی درخشش زیبایی داشت، خیابان هم تقریبا خلوت [...]
چشم بیمار!
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدمچشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدمهمچو منصور خریدار سر دار شدم غم دلدار فکنده است به جانم، شررىکه به جان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روزکه من از مسجد و از [...]
باز خواب تو را دیدم!
درون دانشگاه بودم، کلاس زبان اسمبلی به پایان رسید، ساعت ۴:۳۵ دقیقه پس از ظهر است، کتاب سفیدی در دست داشتم و در حال رفتن به درب خروجی دانشگاه بودم، همچون گذشته این مسیر را دویدم! همانند دیوانه ها!، یک شلوار جین و پیراهن آبی به تن داشتم با کوله پشتی سیاه رنگی که همیشه [...]
کمی اتفاق، روزنوشت های من!
درود، (روش نگارش این یادداشت خودمانی است) یه چند وقتی هست که در سایت خاطره ای ننوشتم و از اونجایی که بی گمان هستم دلتون خیلی برای خاطره های شیرین من تنگ شده، گفتم کمی در مورد اتفاق هایی که این چند روز افتاده، بنویسم. به تازگی، کتاب خوان شدم! بهتره بدونید که توی [...]
