گوناگون

روزگار سخت من …

به تازگی روزگار من، هر روز سخت‌تر از دیروز می شه، به نحوی که سخن گفتن از این روزگار خودش سخت‌تر از ماهیت روزگار هست … و من هر روز این جمله رو تکرار می کنم. ‘جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب خواهد شد و اگر بخواهی [...]

بیاد هر چه گفتم و تو گفتی

به نام آن سر آغاز خداییبه نام دیدگان آشناییبیاد هر چه گفتم و تو گفتینگاهی کن که هر دم را بگفتیاگر فریاد آن نور خداییشود دیدار ما، هر دم بیاییاز آن نور و سکوت و گفته یاربماند در دلم دیدار هر بار

می توان مثل تو بود …

سکوتی کنبشنو از من چند سخنمی توان گفت و سکوتی را شکستمی توان هر دم نگاهی کرد و رفتمی توان بود و شنیدمی توان رفت و نبودمی توان عاشق نبودمی توان دل را شکستمی توان هر دم سکوتی را شکستمی توان بی تو خواندمی توان بی تو بودمی توان در عین نبودن ها، سکوتی کرد [...]

مادر دوستت دارم

به نام سرآغاز هر آغاز و به یاد مادری پشت درب آتش گرفته، چقدر واژه «مادر» زیباست و چقدر گفتن «مادر دوستت دارم» شیرین است، نام تو را بردن زیباست، تو را در کنار خود احساس کردن، پر از آرامش است. مادر تنها تو هستی که می توانی، سال ها در کنار فرزندی، کنار یک [...]

فال تو، به نیت تو!

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست زبان مور به آصف دراز گشت و رواست که [...]