<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اندیشه باز &#187; گوناگون</title>
	<atom:link href="http://www.openidea.ir/category/other/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.openidea.ir</link>
	<description>وبنامه شخصی سید بهرام سیادتی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 16 Jan 2012 22:52:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>محرم، خونی از یاد ها رفته نخواهد شد!</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1390/09/12/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1390/09/12/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Dec 2011 12:46:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/?p=621</guid>
		<description><![CDATA[درود بر شما، باز محرم آمد، ماه خون، ماه آزادگی، و از همین رو، دوباره ایمیل‌های مختلف برای تخریب کردن این ماه گرامی سرازیر شد، هر سال ایمیل‌هایی گوناگون، ایمیل‌هایی که روحیات امام حسین (ع) را هدف گرفته‌اند، ایمیل‌هایی که طنز می‌نویسند و مسخره می‌کنند &#8230; گاه‌گاهی این جمله از امام حسین (ع) را به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما،<br />
باز محرم آمد، ماه خون، ماه آزادگی، و از همین رو، دوباره ایمیل‌های مختلف برای تخریب کردن این ماه گرامی سرازیر شد، هر سال ایمیل‌هایی گوناگون، ایمیل‌هایی که روحیات امام حسین (ع) را هدف گرفته‌اند، ایمیل‌هایی که طنز می‌نویسند و مسخره می‌کنند &#8230;</p>
<p>گاه‌گاهی این جمله از امام حسین (ع) را به یاد می‌اورم، &#8220;اگر دین ندارید و به روز معاد باوری ندارید، حداقل آزاده باشید&#8221;، و بر این شد که پستی را برای حمایت از بزرگواری که هرگز نیازی به حامی ندارد بنویسم &#8230;<span id="more-621"></span></p>
<p>چندی پیش ایمیلی برای من ارسال شد با این عنوان که کربلا صحرا نبود، جلگه بود، هوا گرم نبود، سرد بود!!، دلیل هم آن بود که واقع کربلا طبق محاسبات دقیق آنها در تاریخ ۲۱ مهرماه اتفاق افتاده! لازم است چند نکته را یادآور شوم:<br />
۱. هر زمینی که ما بین دو رودخانه باشد، الزاما جلگه نیست، اگر تصاویر هوایی کربلا را نگاه کنید (برای نمونه گوگل ارث)، براحتی خواهید دید که مناطق سبز تنها در کنار رودخانه است و دیگر نقاط کربلا کاملا صحرایی است&#8230; درنتیجه این حرف یک یاوه کامل است و نویسنده آن تنها از بی‌اطلاعی خواننده سواستفاده کرده و به شعور آن توهین کرده است.</p>
<p>۲. همه مردانی که در کشور های مسلمان نشین زندگی کرده‌اند و ماه رمضان را تجربه می‌کنند، شاهد آن هستند که هرساله درطی یافتن اول ماه و آخر ماه چقدر مشکل وجود دارد و گاها چطور روز جلو و عقب می‌شود &#8230; چطور کسی توانسته تاریخ دقیق شمسی را بر مبنی تاریخ قمری ۱۳۰۰ سال پیش محاسبه کند؟ این خود یاوه دیگری است که تنها از ذهن یک انسان بیمار خارج می‌شود&#8230;</p>
<p>به راستی گاهی من تعجب می‌کنم برخی چگونه هر یاوه‌ای را باور می‌کنند و آن را بر دیده حقیقت می‌گذارند &#8230; چگونه می‌توانند مظلومیت پایان ناپذیر حسین (ع) را فراموش کرده و بر یاران یزید بی‌افزایند &#8230; گاهی پروردگار را شکر می‌کنم که در آن بازه زمانی نیستم &#8230; تا شاید بجای شمشیر زدن برای حسین (ع) بر حسین (ع) شمشیر بزنم.</p>
<p>عید قربان می‌شود، ملت سر و صدا می‌کنند که آی داد و بی‌داد گوسفند ها را سر بریدند &#8230; دوست من، شما را که سر نبریدند، حیوانی را سر بریدند تا گرسنه‌ای سیر شود &#8230; اگر شما خیرت به دیگری نمی‌رسد چرا گردن دیگران میوفتی &#8230;</p>
<p>شخص برای حسین (ع) سینه می‌زند، می‌گویند آی داد و بیداد، برای خودنمایی آمده، برادر من شمایی که بسیجی و ال و بل فحش می‌دی &#8230; حداقل یه فرق بین خودت و بسیجی بزار، به شما چه ربطی که کی داره سینه می‌زنه کی نمی‌زنه &#8230; مگه حق شما رو خورده؟</p>
<p>من نمی فهمم بعضی ها چرا فکر می‌کنن هر چی که خودشون بنظرشون درسته باید اجرای جهانی بشه &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1390/09/12/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرآشپز سید بهرام سیادتی!</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1390/05/17/%d8%b3%d8%b1%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1390/05/17/%d8%b3%d8%b1%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Aug 2011 04:47:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1390/05/17/%d8%b3%d8%b1%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[گمان نمی‌کردید مسیر ابتکارات اینجانب حتی به آشپزی هم برسد نه!؟، مشاالله گاهی فکر می‌کنم این بچه از هر انگشتش یک که نه! صد هنر می‌بارد، الکترونیک، کامپیوتر، کوهنوردی، سنگنوردی، عکاسی، ترجمه، طنز نویسی، داستان نویسی، شعر نویسی و هم‌اینک آشپزی! خودشیفته!؟ نه خب، یه وقت‌هایی آدم هیجان‌زده می‌شه &#8230; گفتم یکم خودنمایی کنم &#8230; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/news/6992382_n1312795045.jpeg" alt="alt" align="left" />
<p />گمان نمی‌کردید مسیر ابتکارات اینجانب حتی به آشپزی هم برسد نه!؟، مشاالله گاهی فکر می‌کنم این بچه از هر انگشتش یک که نه! صد هنر می‌بارد، الکترونیک، کامپیوتر، کوهنوردی، سنگنوردی، عکاسی، ترجمه، طنز نویسی، داستان نویسی، شعر نویسی و هم‌اینک <strong>آشپزی</strong>!</p>
<p>خودشیفته!؟ نه خب، یه وقت‌هایی آدم هیجان‌زده می‌شه &#8230; گفتم یکم خودنمایی کنم &#8230; زیاد چپ‌چپ نگاه نکنید &#8230; و خب پس از پختن و البته تعریف‌های بی‌وقفه خانواده و دوستان به نتیجه رسیدم که هیییی!!! دست‌پختم مثل اینکه خوبه! &#8230; به قول بابا &#8230; مشاالله این بچه دست به هر چی می‌زنه بی‌نظیر می‌شه!<br />
<br /><span id="more-484"></span></p>
<p>این شد که تصمیم گرفتم زین پس بجای این سوسول بازی کامپیوتری برم سراغ آشپزی و قراره یه رستوران باز کنم و توش انواع محصولات غذایی خودم رو سرو کنم، بهرام پک آلبالویی، بهرام پک تلخ، مینی بهرام سرخ شده و &#8230;!<img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201103/3181967_n.jpg" alt="alt" align="left" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1390/05/17/%d8%b3%d8%b1%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادرم، تسلیت می گم</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/09/21/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%85/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/09/21/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Dec 2010 15:02:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[اش]]></category>
		<category><![CDATA[این]]></category>
		<category><![CDATA[اینکه]]></category>
		<category><![CDATA[بار]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[دستش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتم]]></category>
		<category><![CDATA[رو]]></category>
		<category><![CDATA[سال]]></category>
		<category><![CDATA[ساله]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مرد]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[ناز]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[کنه]]></category>
		<category><![CDATA[۵۵]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/09/21/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[امشب ساعت ۷، پدر بزرگم فوت شد، چند روزی بود که روی تخت خوابیده بود و من نرفته بودم دیدنش، راستش رو بخواین، پیش خودم می گفتم، دوست ندارم برم دیدن اش که فکر کنه اومدم باهاش آخرین خداحافظی رو بکنم! تا اینکه امروز، مادرم گفت، بهرام شاید منتظر تو باشه، لطفا بیا اونجا، خلاصه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201012/23022007098.jpg" alt="alt" align="left" />امشب ساعت ۷، پدر بزرگم فوت شد، چند روزی بود که روی تخت خوابیده بود و من نرفته بودم دیدنش، راستش رو بخواین، پیش خودم می گفتم، دوست ندارم برم دیدن اش که فکر کنه اومدم باهاش آخرین خداحافظی رو بکنم!</p>
<p>تا اینکه امروز، مادرم گفت، بهرام شاید منتظر تو باشه، لطفا بیا اونجا، خلاصه اینکه من رفتم دیدن اش، ما سید هستیم و پدر بزرگم برای همین قضیه علاقه خاصی به ما داره (یعنی داشت).<br />
<br /><span id="more-460"></span></p>
<p>وقتی رفتم خونه پدر بزرگ مادریم، مادر بزرگ ۷۵ ساله ام رو دیدم که چند متری دور تر از تخت یار ۵۵ ساله اش نشسته و غمگین نگاه اش می کنه، پیش از اینکه به دیدار پدر بزرگم برم، کنار مادر بزرگم نشستم و شروع کردم باهاش صحبت کردن.</p>
<p>پدر بزرگم تقریبا بیهوش بود، اما مادرم می گفت می فهمه چی می گید، البته دستش رو می تونست بالا و پایین ببره، هر چند صدای دل‌خراش نفس اش رو می شد شنید &#8230;</p>
<p>چرا دروغ بگم، بیش از اینکه دلم برای پدر بزرگم بسوزه، دلم برای مادر بزرگم سوخت که این جور عاجزانه داره به شوهرش نگاه می کنه و گویا توی دلش فریاد می زد، &#8220;عزیزم، تنهایم رها نکن&#8221;.</p>
<p>پدر بزرگ و مادر بزرگ من خیلی خاص هستن، مادر بزرگم قهر می کرد و پدر بزرگم برای اینکه از دلش در بیاره کلی ناز اش رو می کشید، مادر بزرگ ۷۵ ساله من هم اشوه میومد و تحویل نمی گرفت &#8230;</p>
<p>نمی دونم، مثل اینکه این بار هم قهر کرده بود تا شاید پدربزرگم باز هم بلند بشه و شروع کنه به ناز کشیدن، اما انگار این بار این پیر مرد عاشق، توان بلند شدن نداشت تا از دل این معشوق غم رو خالی کنه &#8230;</p>
<p>و بالاخره، این داستان عاشقانه، این بازی های کودکانه، پس از ۵۵ سال به پایان رسید &#8230;، ۵۵ سال!؟</p>
<p>مادرم هم آهسته بالای سر پدربزرگم نشسته بود و قرآن می خوند &#8230; منم رفتم جلو و دستش رو گرفتم، با اینکه هیچ زوری توی دست هاش نبود، دستش رو آورد بالا، منم دستش رو کمی فشار دادم و گفتم &#8220;سلام مرد!&#8221;، من همیشه پدر بزرگم رو این طور سلام می کردم، پدر بزرگم ام بزرگ می خندید و می گفت، &#8220;سلام مرد!&#8221;، البته این بار سلام من یک طرفه بود، اون فقط تونست دستش رو به آرامش پایین و بالا ببره و دستش رو گذاشت روی سینه اش که فکر کنم همین حالا فهمیدم منظورش این بود</p>
<p><strong>&#8220;خداحافظ مرد!&#8221;</strong></p>
<p>من برم خونه پدر بزرگم<br />روح اش شاد<br /><strong>یا علی</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/09/21/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنرانی سید بهرام سیادتی در دانشگاه آزاد</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/09/18/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b2/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/09/18/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b2/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Dec 2010 17:23:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/09/18/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b2/</guid>
		<description><![CDATA[این هفته، یک شنبه برابر با ۱۴ آذر ۱۳۸۹ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری یک سخنرانی علمی در مورد &#8220;چگونه یک وب‌سایت بسازیم&#8221; در سالن همایش‌های دانشگاه با جمع تقریبا زیادی از دانشجو ها برپا کردیم که می شه می گفت، هم استقبال زیادی از طرف دانشجو ها شد و هم اطلاع رسانی بسیار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201012/seyed_bahram_siadati.jpg" alt="alt" align="left" />این  هفته، یک شنبه برابر با ۱۴ آذر ۱۳۸۹ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری یک  سخنرانی علمی در مورد &#8220;چگونه یک وب‌سایت بسازیم&#8221; در سالن همایش‌های دانشگاه  با جمع تقریبا زیادی از دانشجو ها برپا کردیم که می شه می گفت، هم استقبال  زیادی از طرف دانشجو ها شد و هم اطلاع رسانی بسیار خوبی از سوی رسانه های  خبری همانند شبکه های انا، خبرگزاری مهر، شمال نیوز و &#8230; شد.</p>
<p>برخی از لینک این رسانه ها را همراه با فیلم مقدمه سخنرانی با حجم ۱۵ مگابایت می توانید در ادامه دریافت کنید.</p>
<p><span id="more-459"></span></p>
<p>در  اینجا جا داره از همه دوستان انجمن علمی کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی   واحد ساری و از روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی آقای احمد مظفری و همه   دوستان و خبرنگاران گرامی برای اطلاع رسانی مناسب و قویی سپاسگزاری کنم.</p>
<p><a href="images/video/iau_sari_website.mp4" target="_blank">دریافت فایل ویدئو ۵ دقیقه نخست سخنرانی</a></p>
<p>بازخورد های خبری:</p>
<ul>
<li><a href="http://www.ana.ir/news_view.php?id=38734" target="_blank">خبرگزاری آنا</a></li>
<li><a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1207337" target="_blank">خبرگزاری مهر</a></li>
<li><a href="http://snn.ir/news.aspx?newscode=13890916232" target="_blank">خبرگزاری دانشجو</a></li>
<li><a href="http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?newsitemid=402817">خبرگزاری ایسکانیوز</a></li>
<li><a href="http://www.shomalnews.com/index.php?view&#038;sid=36428" target="_blank">رسانه خبری شمال نیوز</a></li>
<li><a href="http://www.ravy.ir/content5741744.html" target="_blank">رسانه خبری راوی</a></li>
<li><a href="http://www.sarkhat.com/fa/group/xnyoiqk/" target="_blank">رسانه خبر سرخط</a></li>
<li><a href="http://iran-tejarat.com/News/Cat11/News43136.html" target="_blank">رسانه خبر ایران تجارت</a></li>
<li><a href="http://www.mahdimiri.com/?p=981" target="_blank">پایگاه رسمی سید مهدی میری</a></li>
<li><a href="http://www.funsara.com/read/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88.html" target="_blank">پایگاه اینترنتی فان سرا</a></li>
</ul>
<p>ماه محرم بر امام زمان (ع) و همه شما کاربران آزاد اندیش تسلیت باد.<br />سربلند و سرافراز باشید/<strong>یا علی</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/09/18/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/06/06/%d8%b1%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%86/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/06/06/%d8%b1%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 08:07:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[آن]]></category>
		<category><![CDATA[بالین]]></category>
		<category><![CDATA[بلا]]></category>
		<category><![CDATA[بنه]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[دوا]]></category>
		<category><![CDATA[رها]]></category>
		<category><![CDATA[رهِ]]></category>
		<category><![CDATA[رو]]></category>
		<category><![CDATA[سر]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[شب]]></category>
		<category><![CDATA[صبر]]></category>
		<category><![CDATA[مرا]]></category>
		<category><![CDATA[نباشدای]]></category>
		<category><![CDATA[وفا]]></category>
		<category><![CDATA[کن]]></category>
		<category><![CDATA[کندردیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/06/06/%d8%b1%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کنترکِ منِ خرابِ شب گردِ مبتلا کن ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنهاخواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن از من گریز تا تو هم در بلا نیفتیبگزین رهِ سلامت، ترکِ رهِ بلا کن ماییم و آبِ دیده، در کنج غم خزیدهبر آب دیدة [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201008/molana.jpg" alt="alt" align="left" />رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن<br />ترکِ منِ خرابِ شب گردِ مبتلا کن</p>
<p>ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها<br />خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن</p>
<p>از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی<br />بگزین رهِ سلامت، ترکِ رهِ بلا کن<br />
<br /><span id="more-456"></span></p>
<p>ماییم و آبِ دیده، در کنج غم خزیده<br />بر آب دیدة ما صد جای آسیا کن</p>
<p>خیره کُشیست ما را دارد دلی چو خارا<br />بکشد، کَسش نگوید تدبیر خونبها کن</p>
<p>بر شاه خوب‌رویان، واجب وفا نباشد<br />ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن</p>
<p>دردیست غیر مُردن، آن را دوا نباشد<br />پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن؟</p>
<p>در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم<br />با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/06/06/%d8%b1%d9%88-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزگار سخت من &#8230;</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/05/16/%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/05/16/%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 15:37:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[آباد]]></category>
		<category><![CDATA[ات]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان]]></category>
		<category><![CDATA[این]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[بوده]]></category>
		<category><![CDATA[جمله]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی]]></category>
		<category><![CDATA[خانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیروز]]></category>
		<category><![CDATA[روز]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سخت‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[هست]]></category>
		<category><![CDATA[پروفسور]]></category>
		<category><![CDATA[کجاست]]></category>
		<category><![CDATA[کشورت]]></category>
		<category><![CDATA[گفتن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/05/16/%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[به تازگی روزگار من، هر روز سخت‌تر از دیروز می شه، به نحوی که سخن گفتن از این روزگار خودش سخت‌تر از ماهیت روزگار هست &#8230; و من هر روز این جمله رو تکرار می کنم. &#8216;جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب خواهد شد و اگر بخواهی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201008/bird-flying.jpg" alt="alt" align="left" />به تازگی روزگار من، هر روز سخت‌تر از دیروز می شه، به نحوی که سخن گفتن از این روزگار خودش سخت‌تر از ماهیت روزگار هست &#8230; و من هر روز این جمله رو تکرار می کنم.</p>
<p>&#8216;جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب خواهد شد و اگر بخواهی خانه ات آباد شود باید در تخریب کشورت بکوشی&#8217;، این جمله پاسخ کوتاه از پروفسور حسابی به سوال &#8216;جهان سوم کجاست&#8217; بوده و پروفسور حسابی در خاطرات خود نوشته، پس از گفتن این جمله، هر روز بیشتر از دیروز به این جمله ایمان می آورم &#8230;</p>
<p>و چند وقتی هست که منم ایمان زیادی به این جمله آوردم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/05/16/%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیاد هر چه گفتم و تو گفتی</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/03/26/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%b1-%da%86%d9%87-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%81%d8%aa%db%8c/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/03/26/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%b1-%da%86%d9%87-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%81%d8%aa%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Jun 2010 14:12:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[آشناییبیاد]]></category>
		<category><![CDATA[آغاز]]></category>
		<category><![CDATA[آن]]></category>
		<category><![CDATA[بار]]></category>
		<category><![CDATA[بیاییاز]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[خداییبه]]></category>
		<category><![CDATA[خداییشود]]></category>
		<category><![CDATA[دلم]]></category>
		<category><![CDATA[دم]]></category>
		<category><![CDATA[دیدار]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگان]]></category>
		<category><![CDATA[سر]]></category>
		<category><![CDATA[سکوت]]></category>
		<category><![CDATA[فریاد]]></category>
		<category><![CDATA[نور]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفته]]></category>
		<category><![CDATA[یاربماند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/03/26/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%b1-%da%86%d9%87-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%81%d8%aa%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[به نام آن سر آغاز خداییبه نام دیدگان آشناییبیاد هر چه گفتم و تو گفتینگاهی کن که هر دم را بگفتیاگر فریاد آن نور خداییشود دیدار ما، هر دم بیاییاز آن نور و سکوت و گفته یاربماند در دلم دیدار هر بار]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نام آن سر آغاز خدایی<br />به نام دیدگان آشنایی<br />بیاد هر چه گفتم و تو گفتی<br />نگاهی کن که هر دم را بگفتی<br />اگر فریاد آن نور خدایی<br />شود دیدار ما، هر دم بیایی<br />از آن نور و سکوت و گفته یار<br />بماند در دلم دیدار هر بار</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/03/26/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%87%d8%b1-%da%86%d9%87-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%81%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>می توان مثل تو بود &#8230;</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/03/12/%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d9%88%d8%af/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/03/12/%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 09:31:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمی]]></category>
		<category><![CDATA[بی]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[توان]]></category>
		<category><![CDATA[خواندمی]]></category>
		<category><![CDATA[دل]]></category>
		<category><![CDATA[دم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمی]]></category>
		<category><![CDATA[سکوتی]]></category>
		<category><![CDATA[شنیدمی]]></category>
		<category><![CDATA[شکستمی]]></category>
		<category><![CDATA[عین]]></category>
		<category><![CDATA[ماندمی]]></category>
		<category><![CDATA[مثل]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودن]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کرد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/03/12/%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d9%88%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[سکوتی کنبشنو از من چند سخنمی توان گفت و سکوتی را شکستمی توان هر دم نگاهی کرد و رفتمی توان بود و شنیدمی توان رفت و نبودمی توان عاشق نبودمی توان دل را شکستمی توان هر دم سکوتی را شکستمی توان بی تو خواندمی توان بی تو بودمی توان در عین نبودن ها، سکوتی کرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سکوتی کن<br />بشنو از من چند سخن<br />می توان گفت و سکوتی را شکست<br />می توان هر دم نگاهی کرد و رفت<br />می توان بود و شنید<br />می توان رفت و نبود<br />می توان عاشق نبود<br />می توان دل را شکست<br />می توان هر دم سکوتی را شکست<br />می توان بی تو خواند<br />می توان بی تو بود<br />می توان در عین نبودن ها، سکوتی کرد و ماند<br />می توان مثل تو بود &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/03/12/%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ab%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادر دوستت دارم</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/03/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/03/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 May 2010 02:24:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[آرامش]]></category>
		<category><![CDATA[این]]></category>
		<category><![CDATA[بخش]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[لبخند]]></category>
		<category><![CDATA[لذت]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نمی]]></category>
		<category><![CDATA[پر]]></category>
		<category><![CDATA[چقدر]]></category>
		<category><![CDATA[گفتن]]></category>
		<category><![CDATA[یک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/03/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[به نام سرآغاز هر آغاز و به یاد مادری پشت درب آتش گرفته، چقدر واژه «مادر» زیباست و چقدر گفتن «مادر دوستت دارم» شیرین است، نام تو را بردن زیباست، تو را در کنار خود احساس کردن، پر از آرامش است. مادر تنها تو هستی که می توانی، سال ها در کنار فرزندی، کنار یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.artbook.ir/images/stories/201001/mother.jpg" alt="alt" align="left" />به نام سرآغاز هر آغاز و به یاد مادری پشت درب آتش گرفته، </p>
<p>چقدر واژه «مادر» زیباست و چقدر گفتن «مادر دوستت دارم» شیرین است، نام تو را بردن زیباست، تو را در کنار خود احساس کردن، پر از آرامش است. </p>
<p>مادر تنها تو هستی که می توانی، سال ها در کنار فرزندی، کنار یک تخت سفید، بدون گفتن یک دم «چرا؟» زندگی کنی!، تنها تو هستی، که می توانی، برای لبخند و آرامش فرزندت، از لذت زندگی دست بکشی!، مادر تنها تو هستی، که می توانی بدون نگاه کردن به چشمانم، بگویی «عاشقت هستم!». </p>
<p>آری، چقدر واژه «مادر» زیباست و چه افتخاری می خواهد گفتن فراز «مادر دوستت دارم»، هر چند همیشه می گویی، اگر فرزندی مادر اش را دوست بدارد، آرزوی مرگ پیش از او را نمی کند، مادرم، چقدر سخت است نداشتن این آرزو! به راستی می توان پس از تو، زندگی را لمس کرد؟ مادرم، زندگی زیباست، و زیبای این زندگی بی‌شک تو هستی! </p>
<p>مادرم، لبخند بزن، لبخند تو، شادی بخش خانواده است و یک قطره از اشک های پاک تو، آتشی است در وجودم!، مادر، در آغوش گرفتن تو، همچنان آرامش بخش ترین لذت است، مادرم، حتی سکوت ات، پر از سخنان گفتنی است، نخستین درس مادر به من، عشق بود و واپسین درس مادر، ایثار عشق …</p>
<p>به نام پاکی، به نام عاشق، به نام گذشت، به نام سکوت، به نام فریاد، به نام آنچه نمی گوید، به نام آنچه بر زبان آورد، به نام تو، آری به نام مادر!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/03/09/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فال تو، به نیت تو!</title>
		<link>http://www.openidea.ir/1389/03/05/%d9%81%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d9%88/</link>
		<comments>http://www.openidea.ir/1389/03/05/%d9%81%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 May 2010 13:12:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[گوناگون]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌نهایت]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[خواجه]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[درست]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ]]></category>
		<category><![CDATA[دست]]></category>
		<category><![CDATA[زاید]]></category>
		<category><![CDATA[سیه]]></category>
		<category><![CDATA[صدق]]></category>
		<category><![CDATA[طمع]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[لاف]]></category>
		<category><![CDATA[لطف]]></category>
		<category><![CDATA[مبر]]></category>
		<category><![CDATA[نفست]]></category>
		<category><![CDATA[چست]]></category>
		<category><![CDATA[چو]]></category>
		<category><![CDATA[کوش]]></category>
		<category><![CDATA[گشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.openidea.ir/1389/03/05/%d9%81%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d9%88/</guid>
		<description><![CDATA[به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست زبان مور به آصف دراز گشت و رواست که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table style="width: 100%;" border="0" cellspacing="5" cellpadding="5">
<tbody>
<tr>
<td width="50%">به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست</td>
<td width="50%">که مونس دم صبحم دعای دولت توست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">سرشک من که ز طوفان نوح دست برد</td>
<td width="50%">ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر</td>
<td width="50%">که با شکستگی ارزد به صد هزار درست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">زبان مور به آصف دراز گشت و رواست</td>
<td width="50%">که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست</td>
<td width="50%">چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">به صدق کوش که خورشید زاید از نفست</td>
<td width="50%">که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز</td>
<td width="50%">نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست</td>
</tr>
<tr>
<td width="50%">مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی</td>
<td width="50%">گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست</td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.openidea.ir/1389/03/05/%d9%81%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

