اندیشه‌ها

جنگ یک بخش است، مشکلات آن صد بخش!

درود بر شما، چندی است که اخبار در مورد تهدید نظامی اسرائیل به ایران سخن به میان آمده است، جبهه های مختلف سخنان مختلف می‌گویند، من با وجود تمام مشکلات حاضر و تمام مسائلی که برایم پیش آمده است، با این حال می‌گویم: با جنگ مخالفم! کودکی ما با جنگ آغاز شد، علاقه ندارم جوانی‌ام [...]

تابو رشته پزشکی در ایران

عموما هر نوشته‌ای که توسط من نوشته می‌شود، باید یه جار و جنجالی را بپا کند، نمی‌دانم چرا با اینکه عموما من در تمامی نوشته‌های خودم تمام تلاشم را در آرام نوشتن دارم. یکی از عقاید من در زندگی این است که مهم نیست، شما چه انتخابی دارید، مهم این است به انتخاب خود علاقه [...]

روز نوشت‌های من – ۹ مرداد ۱۳۹۰

روزگار عجیبی شده، گاهی در اندیشه یک سری خاطرات گذشته، لبخندی بر روی لبانت نقش می‌بندند و پس از چند دم، اخمی خواهی کرد که این اندیشه‌ها تنها خاطراتی از گذشته است. گاهی فکر می‌کنم برخی براستی شگفت انگیز هستند، چرا که برای دوستی خود، تاریخ آغاز و پایان می‌نویسند… همین که زمانش فرا رسید، [...]

یاد یار دبستانی بخیر

یاد یار دبستانی بخیر، آن روز ها خوب بود، بچه ها که بهم می‌رسیدند مهم‌ترین توهین و البته بی‌خانوادگی آن کودک مربوط می‌شد به استفاده واژه “گاو”، آن روز ها، ما پسر ها که از مدرسه تعطیل می‌شدیم، پس از ما زنگ دخترانه بود، سریع می‌دوییدیم بیرون که خدایی نکرده چشممان به دختر نامحرم ۷ [...]

التماس یک جانباز …

بیمارستان جای عجیبی هست، هر زمانی که به دلیل بیمار شدن یکی از اعضای فامیل به بیمارستان می رم، حس عجیبی بهم دست می ده و به یاد یکی از خاطرات تلخ زندگی ام می افتم. تقریبا ۱۲ سال داشتم، شبی روی تخت بیمارستان خوابیده بودم که ناگهان با صدای فریادی بیدار شدم، صدای فریاد [...]